مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

281

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

آستانه‌اى است كه پايه‌ها بر آن نهاده‌اند / و دومين سبز است و بر سرشان سايه مىافكند / بر روى گيسوانشان هموار است و ناچيدنى / همچون شيشهء شستشو [ 1 ] كه نيك پرداخته است ساخت آن را / پروردگار ما به هنگامى كه آن را بنياد نهاده است . در توصيف فلك خداى تعالى گويد : « نه آفتاب را سزد كه دريابد ماه را و نه شب پيشى گيرنده باشد بر روز و همه در گردون مىگردند . » ( 36 : 40 ) بعضى از مفسران گفته‌اند كه گردش آن به مانند آسياست . و اهل نجوم برآنند كه آن فلك اعظم است كه محيط بر افلاك هفتگانه است و در هر شب و روز يك گردش دارد از مشرق به مغرب . و ديگر افلاك در جوف آن قرار دارد ، و از مغرب به مشرق مىگردند ، درست به مانند حركت مورچه‌اى بر روى سنگ آسيابى ، در جهت عكس حركت سنگ . بعضى برآنند كه آن فلك ثابت است كه نهمين فلك است و ضابط آنهاست . و بيشتر آنان برآنند كه آن فلك هشتم است كه كواكب ثابته در آن قرار دارند . و در روايات مسلمانان آمده است كه فاصلهء ميان آسمانى تا آسمانى ، مسير پانصد سال راه است و ميان هر آسمانى پانصد سال راه است [ 2 ] و قدما را در اين باب اندازه‌گيرى است . فزارى بر آن است كه از فلكى تا فلكى سه هزار سال راه است . و در كتاب المجسطى ياد كرده است اندازهء اجرام كواكب و فاصلهء آنها را از نقطهء زمين و نيز دورى هر كدام از ديگرى را در بلندى و اينكه قطر فلكى كه بر گرد آن مىگردد چه اندازه است و بزرگى افلاك و وسعت آنها را و وضع زمين و كميت طول و عرض و استدارهء آن را . و خداى داناتر است . حال اگر اين سخن حق است پس بايد كه وحى باشد ، چرا كه نيروى خلق از امثال اين عاجز است و اگر برآورد و تخمين است ، در آن صورت ، روايت اهل اسلام درست‌تر و راست‌تر است . و اگر درست برآيد ، دو وجه از تأويل در آن محتمل است يكى بعد در مسافت و ديگرى ناتوانى از بر شدن بر آن . و از شگفتيها ، رأى كسانى است كه افلاك و آسمانها را اجرام مركبّه و اجسام قابل تجزيه نمىدانند و از براى دورى و نزديكى آنها حدّ تعيين مىكنند ، حال آنكه بسايط غير محصورند و نامتناهى . و در ذات فلك - كه معتقدند جرم است - اختلاف كرده‌اند . گروهى از ايشان برآنند كه

--> [ 1 ] زجاجة الغسّول . [ 2 ] عبارت تكرارى مىنمايد .